">
|
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 22:50  توسط یاسین
|
رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 22:14  توسط یاسین
|
امام صادق "علیه السلام" فرمودند: پدرم از پدرش و او از جدّش از پیامبر "صلی الله علیه و آله و سلم" نقل نمود که فرمودند: « هر کس توانائی به یاری ما اهل بیت ندارد و در تنهایی خود دشمنان ما را لعن می کند، خداوند صدایش را به آنچه مادون العرش است می رساند. هر دفعه ای که او دشمنان ما را لعن نماید، لعن او را به آسمان می برند و آنها نیز آن کس را که او لعن نموده، لعن می کنند؛ سپس تعریف از آن شخص لعن کننده می کنند و می گویند: خداوندا، بر این عبد خود که آنچه در توان داشته انجام داده درود فرست که اگر بیش از این می توانست انجام می داد.
بحارالأنوار ، ج ۲۷ ، ص ۲۲۳ ، ش ۱۱ ، و ج۵۰ ، ص ۳۱۷ ، و البرهان ، ج ۱ ، ص ۵۶۶ ، ح ۱۴ .
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 22:45  توسط یاسین
|
رسوایی رهبر اهل سنت-عمر- در فتوا !!!
بی تردید یکی از مهمترین شاخصه های حاکم اسلامی دانش او نسبت به احکام خداوند است . آگاهی و دانش امری است که ضرورت آن هم نزد عقلا پذیرفته شده است و هم در کتاب خدا مورد تاکید قرار گرفته است . قرآن مجـــــید به عنوان اصلی ترین منبع اســلام دارای احـکام فراوانی می باشد . این احکام که به دسته های مختلف تقسیم می شوند گاهی به صورت صریح و گاهی به صورت اشاره در کتاب خدا آمده است . اگر انتظار داشته باشیم که حاکم اسلامی نسبت به این احکام وقوف و آگاهی داشته باشد ، انتظاری بجا خواهد بود . یکی از این احکام ، حکم تیمّم در صورت نیافتن آب است ( 1 ) . به این داستان توجه کنید تا میزان دانش خلفای اهل سنت از کتاب خدا و احکام آن را به دست آورید . مردى نزد عمر آمد و سؤال نمود : من گاهى جنب مىشوم و آب براى غسل پيدا نمىكنم ، تكليف من چه مىباشد ، چگونه نماز بخوانم؟ این ماجرا در معتبرترین کتب اهل سنت نقل شده است . با توجه به این مطلب سوال از اهل سنت این است که چگونه از شخصی پیروی میکنید که نسبت به احکام خداوند آگاهی ندارد و حتی احکامی را که به طور صریح در کتاب خدا ذکر شده است نمیداند ؟ آیا منکر صحّت کتب صحاح مذهب خود میشوید ؟ آیا خلیفه این حکم را نمیدانست یا میدانست و مانند حکم ازدواج موقت در صدد تحریف احکام خداوند بود ؟
الف - و ان کنتم جنبا فاطهروا و ان کنتم مرضی او علی سفر او جاء احدکم من الغائط او لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتیمموا صعیدا طیبا …. سوره ی مائده ، آیه ی 6 ب - و ان کنتم مرضی او علی سفر او جاء احدکم من الغائط او لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتیمموا صعیدا طیبا … سوره ی نساء ، آیه ی 43 (2) _ برای اطلاع از مدرک این داستان و واقعه ی تاریخی به این کتب معتبر اهل سنت مراجعه بفرمایید ؛ الف - صحیح مسلم ، ج 1 ص 193 ، ناشر : دارالفکر بیروت ب - مسند احمد ، ج 4 ص 265 ، ناشر : دارصادر بیروت ج - سنن ابن ماجه ، ج 1 ص 188 ، ناشر : دارالفکر بیروت د - سنن النسایی ، ج 1 ص 166 و ص 170 ، چاپ اول ، ناشر : دارالفکر بیروت ه - السنن الکبری ، ج 1 ص 209 ، ناشر : دارالفکر بیروت و - مسند ابی داود الطیالسی ، ص 89 ، ناشر : دارالمعرفة ز - مسند ابی یعلی ، ج 3 ص 183 ، ناشر : دارالمامون للتراث ح - المنتقی من السنن المسندة ، ص 41 ، ناشر : دارالجنان للطباعة و النشر و التوزیع ط - صحیح ابن حبّان ، ج 4 ص 79 ، ناشر : موسّسة الرسالة ی - سیر اعلام النبلاء ، ج 13 ص 499 ، ناشر : موسّسة الرسالة این ده منبع صرفا برای اطلاع ذکر گردید . مراجعه به این منابع خود راهگشایی برای دسترسی به منابع فراوان دیگری نیز هست . اما وجود صحیح مسلم در میان این منابع کافی است چون به باور اهل سنت این کتاب تماما درست و صحیح می باشد .
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 22:44  توسط یاسین
|
عمر: "پيرزنهاي بيسواد هم از من باسوادتر هستند !!! "
علماي ثقه و مورد اعتماد ما و جمعي که نزد نواصب ثقه هستند روايت کرده اند. حتي صاحب کشاف در تفسيرش و حميدي در (جمع بين الصحيحين) روايت نموده اند که: روزي عمر بن خطاب خطبه مي خواند گفت: هر که بر مهريه زن مغالات (زياده روي) کند و از چهارصد درهم بيشتر مهر نمايد او را حد مي زنم ( تنبيه ميکنم) !!! و آنچه بر چهارصد درهم افزوده باشد را داخل بيت المال مي کنم !!! پير زني در آنجا حاضر بود. برخاست و گفت: اي عمر! کلام تو اولي (بهتر) به قبول است يا کلام خداوند تبارک و تعالي ؟؟؟ عمر گفت: کلام خداوند. پير زن گفت: حق تعالي در قرآن مجيد فرموده که : و ان آتيتم احديهن قنطار افلا تاخذوا من شيئا. يعني چنانچه کابين زني را بار طلا قرار داديد مانعي ندارد .. (نساء /20 ) عمر گفت: کلکم افقه من عمر حتي المخدرات في الحجال !!! يعني جميع شما فقيه تر و داناتر از عمريد حتي پير زن در خانه ها و يا زنان مخدره در حجله ها !!!
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 22:41  توسط یاسین
|
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: وقتی مرا معراج بردند در پای راست عرش خدا دیدم که نوشته بود: " انا وحْدی لااله غیری غرستُ جنه عدنٍ بیدیِ مُحمّد صفوتی ایدته بعلیٍ"
من خدای واحد و یکتا هستم و معبودی جز من نیست, نهال بهشت عدن را بدست پیامبر برگزیده ام محمّد, کشت نموده و علی را پشتیبان او قرار دادم.
-- مسند احمد حنبل
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 22:38  توسط یاسین
|
قال الرسول الله (ص) :لو ان الریاض اقلام و البحر مداد والجن حُساب والانسُ کُتّاب؛ما احصوا فضایل علی بن ابیطالب علیهم السلام
اگر تمامی باغ ها؛قلم و دریاها مرکب ؛و همه اجنه حسابگر و همه انسانها نویسنده باشند ؛قادر نخواهند بود فضایل علی بن ابیطالب(ع) را بشمارند.
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 22:37  توسط یاسین
|
فرار از جنگ خيبر
وقتي پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله به خيبر رسيدند، پرچم را به دست ابوبکر دادند و او را همراه جمعي به سمت خيبر فرستادند. ولي او ايستادگي نکرد و فرار کرد. دفعه دوم رسول الله صلي الله عليه و اله عمر را به همراه جمعي به خيبر فرستادند ولي او نيز فرار کرد. (1) پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - فرمود: سربازان هر كدام اميد داشتند كه آن فاتح آن باشند. على - عليه السّلام - در آن روز مبتلا به دردِ چشم بود. پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - به او فرمود: حركت كن . اسناد:
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 21:29  توسط یاسین
|
عمر: "اي کاش...!"
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 21:26  توسط یاسین
|
نسب عمر از طريق اهل سنت:
به من هیچ ربطی نداره اهل سنت گفته اند: . . . ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 21:7  توسط یاسین
|
صفات ضاهری عایشه (ف) عايشه همچون پدرش سياهپوست بوده است. کتب فريقين به اين مطلب تصريح دارند. ابن حجر عسقلاني گفته است: عايشه سيه چرده بود. (1) ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 20:53  توسط یاسین
|
جايگاه على(عليه السلام) در قرآنقرآن در جاى جاى خود، نداى حقانيّت على(عليه السلام)را سر داده و فضل او را اعلام داشته و در آيه آيه اش به صراحت يا كنايت اوصاف او را بازگو مى كند. مثلا، گاهى او را نَبَاء عَظيم، صراط المستقيم، سابق بالخيرات، مَن عنده علم الكتاب، مؤمن بالله، مجاهد فى سبيل الله، حبلُ الله، عُروَةُ الوُثْقى، آورنده راستى، تصديق گر حق، نور نازل به همراه پيامبر، شاهد و اذن واعيه مى نامد. و گاه از او و فرزندانش با عنوانهايى چون: «صادقين، مطهرون، فائزون، متوسمين، راسخون فى العلم، سابقون، مقربون، متقون، خاشعون، مصطفون، ابرار، اولوالامر، اهل الذكر، وارثان كتاب، آيات، نذر، خير البريه و اولوالالباب» ياد مى كند.(1) ــــــــــــــــــــــــــــــــــ1ـ براى اطلاع بيشتر به كتاب شواهد التنزيل، فضائل خمسه، غاية المرام و ... مراجعه فرماييد. آمَنُوا» باشد ولى على(عليه السلام) امير و شريف آن نباشد يعنى هر آيه اى كه مورد خطاب آن مؤمنين است على(عليه السلام) در رأس آن است. و نيز مى گويد: كسى از اصحاب پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) نيست مگر اينكه در قرآن مورد عتاب و سرزنش الهى قرار گرفته جز على(عليه السلام) كه در هر جايى اشاره به آن حضرت شده جز به نيكى ياد نفرموده است. و باز در جاى ديگرى مى گويد: آنچه در قرآن درباره على(عليه السلام) نازل شده است درباره هيچ كس نازل نشده است.(1) و باز ابن عباس گفته است كه: سيصد آيه در شأن و منزلت على(عليه السلام)نازل شده است. و مجاهد مى گويد: هفتاد آيه درباره على(عليه السلام)نازل شده كه هيچكس در آن شركت ندارد.(2)
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 0:41  توسط یاسین
|
اهلتسنن مراقب باشند كه با وهابيت مخلوط نشوند به گزارش ابنا حجت الاسلام نجم الدين طبسي در پانزدهمين همايش سراسري هيأت هاي رزمندگان اسلام با اشاره به ترويج سلفي گري و وهابيت گفت: در خصوص وهابيت بايد به چند مورد پرداخته شود، اول اينکه سلفيگري يعني چه؟ ريشه تفكر سلفي گري به چه كسي و كجا بر مي گردد و بعد به مقابله با آن پرداخت.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 1:10  توسط یاسین
|
حکمت 159پرهیز از مواضع اتهام (اخلاق اجتماعى)
وَ قَالَ[علیه السلام] مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ فَلَا یَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ.
و درود خدا بر او ، فرمود : کسى که خود را در جایگاه تهمت قرار داد ، نباید جز خود را نکوهش کند
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 14:13  توسط یاسین
|
|
![]() |
| add to favorites . . . |